تبلیغات
خوش آمدید - با سلام(اموزنده)

همه چیز از همه جا.....!!!


Admin Logo
themebox Logo



كد ماوس

نیت کنید و اشاره فرمایید

.


فال انبیاء

فال انبیاء

Challenge" title="Nicoles Mommy Challenge">Nicoles Mommy Challenge
Girls Games The Lost Bride
Girls Games Climbing For Love
Girls Games Love Calculator
Girls Games

.

.

.

.

.




تاریخ:دوشنبه 8 آبان 1391-07:47 ب.ظ

نویسنده :سوگل

با سلام(اموزنده)


با سلام
ممكنه تكرای باشه اما جالب و در خور توجه
تكرار بعضی چیزها ضروریه چون حكم تلنگری رو برای ما داره
 
 
در نیویورک، در ضیافت شامی که مربوط به جمع آوری کمک مالی برای مدرسه
مربوط به بچه های دارای ناتوانی ذهنی بود، پدر یکی از این بچه ها نطقی
کرد که هرگز برای شنوندگان آن فراموش نمیشود...

او با گریه گفت: کمال در بچه من "شایا" کجاست؟ هر چیزی که خدا می آفریند
کامل است. اما بچه من نمی تونه چیزهایی رو بفهمه که بقیه بچه ها می
تونند. بچه من نمی تونه چهره ها و چیزهایی رو که دیده مثل بقیه بچه ها
بیاد بیاره. کمال خدا در مورد شایا کجاست ؟! افرادی که در جمع بودند شوکه
و اندوهگین شدند...

پدر شایا ادامه داد: به اعتقاد من هنگامی که خدا بچه ای شبیه شایا را به
دنیا می آورد، کمال اون بچه رو در روشی میگذارد که دیگران با اون رفتار
میکنند.

و سپس داستان زیر را درباره شایا گفت:

یک روز که شایا و پدرش در پارکی قدم میزدند تعدادی بچه را دید که بیسبال
بازی میکردند. شایا پرسید: بابا به نظرت اونا منو بازی میدن...؟! پدر
شایا میدونست که پسرش بازی بلد نیست و احتمالاً بچه ها اونو تو تیمشون
نمیخوان، اما او فهمید که اگه پسرش برای بازی پذیرفته بشه، حس یکی بودن
با اون بچه ها میکنه. پس به یکی از بچه ها نزدیک شد و پرسید: آیا شایا
میتونه بازی کنه؟! اون بچه به هم تیمی هاش نگاه کرد که نظر آنها رو
بخواهد ولی جوابی نگرفت و خودش گفت: ما 6 امتیاز عقب هستیم و بازی در
راند 9 است. فکر میکنم اون بتونه در تیم ما باشه و ما تلاش میکنیم اونو
در راند
9 
بازی بدیم...

درنهایت تعجب، چوب بیسبال رو به شایا دادند! همه میدونستند که این غیر
ممکنه زیرا شایا حتی بلد نیست که چطوری چوب رو بگیره! اما همین که شایا
برای زدن ضربه رفت، توپ گیر چند قدمی نزدیک شد تا توپ رو خیلی آروم
بیاندازه که شایا حداقل بتونه ضربه آرومی بزنه... اولین توپ که پرتاب شد،
شایا ناشیانه زد و از دست داد! یکی از هم تیمی های شایا نزدیک شد و
دوتایی چوب رو گرفتند و روبروی پرتاب کن ایستادند. توپگیر دوباره چند
قدمی جلو آمد و آروم توپ رو انداخت. شایا و هم تیمیش ضربه آرومی زدند و
توپ نزدیک توپگیر افتاد، توپگیر توپ رو برداشت و میتونست به اولین نفر
تیمش بده و شایا باید بیرون میرفت و بازی تمام میشد... اما بجای اینکار،
اون توپ رو جایی دور از نفر اول تیمش انداخت و همه داد زدند: شایا، برو
به خط اول، برو به خط اول!!!

تا به حال شایا به خط اول ندویده بود! شایا هیجان زده و با شوق خط عرضی
رو با شتاب دوید. وقتی که شایا به خط اول رسید، بازیکنی که اونجا بود
میتونست توپ رو جایی پرتاب کنه که امتیاز بگیره و شایا از زمین بره
بیرون، ولی فهمید که چرا توپگیر توپ رو اونجا انداخته! توپ رو بلند اونور
خط سوم پرت کرد و همه داد زدند: بدو به خط 2، بدو به خط 2!!!

شایا بسمت خط دوم دوید. دراین هنگام بقیه بچه ها در خط خانه هیجان زده و
مشتاق حلقه زده بودند. همینکه شایا به خط دوم رسید، همه داد زدند: برو به
3!!! 
وقتی به 3 رسید، افراد هر دو تیم دنبالش دویدند و فریاد زدند: شایا،
برو به خط خانه...!

شایا به خط خانه دوید و همه 18 بازیکن شایا رو مثل یک قهرمان رو دوششان
گرفتنند مانند اینکه اون یک ضربه خیلی عالی زده و کل تیم برنده شده
باشه...

    
پدر شایا درحالیکه اشک در چشمهایش بود گفت:
    
اون 18 پسر به کمال رسیدند...

این روتعمیم بدیم به خودمون و همه کسانی که باهاشون زندگی می کنیم
هیچکدوم ما کامل نیستیم و جایی از وجودمون ناتوانی هایی داریم
    
اطرافیان ما هم همینطورند
   
پس بیاید با آرامش از ناتوانی های اطرافیانمون بگذریم و همدیگر رو به
خاطر نقص هامون خرد نکنیم


    
بلکه با عشق، هم خودمون رو به سمت بزرگی و کمال ببریم و هم اطرافیانمون رو


  
آسمان فرصت پرواز بلندی است بیا
    
قصه این است چه اندازه کبوتر باشی

        
خوشبختی جبر خداوندیست و بدبختی اختیار و انتخاب  خود ما
 


نظرات() 
Where is the Achilles heel?
دوشنبه 27 شهریور 1396 04:27 ق.ظ
Excellent site. Lots of helpful info here. I'm sending it to several friends
ans also sharing in delicious. And obviously, thanks to your sweat!
How long does it take to recover from Achilles injury?
دوشنبه 30 مرداد 1396 09:19 ب.ظ
Having read this I believed it was rather informative.
I appreciate you finding the time and energy to put this
short article together. I once again find myself personally spending way too much time
both reading and leaving comments. But so what, it was still worth it!
shanellehutzler.hatenablog.com
جمعه 13 مرداد 1396 10:52 ق.ظ
Thanks for finally talking about >خوش آمدید - با سلام(اموزنده)
<Liked it!
How much does it cost to lengthen your legs?
یکشنبه 8 مرداد 1396 02:14 ق.ظ
I visit everyday a few web sites and blogs to read content,
except this weblog offers quality based content.
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 04:15 ب.ظ
Howdy! I could have sworn I've visited this web site before but after browsing through some
of the articles I realized it's new to me. Nonetheless, I'm definitely delighted I
found it and I'll be bookmarking it and checking back frequently!
manicure
یکشنبه 13 فروردین 1396 02:33 ب.ظ
Aw, this was a very good post. Taking the time and actual effort
to produce a good article… but what can I say… I procrastinate a lot and don't seem to get anything
done.
BHW
یکشنبه 13 فروردین 1396 11:01 ق.ظ
I am regular reader, how are you everybody?
This article posted at this website is genuinely pleasant.
manicure
پنجشنبه 10 فروردین 1396 04:56 ب.ظ
What's up mates, good piece of writing and pleasant arguments commented at this place, I am in fact enjoying by these.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر